قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2788
تاريخ الفي ( فارسى )
چون امير آقسنقر اين حال را مشاهده نمود ، سپاه اسلام را بر جنگ تحريض و ترغيب نمود تا آنكه در همان روز ، به عوض آن ده كس ، پنجاه نفر سوار از اعيان فرنگ به قتل رسانيدند و مدّت دو ماه آن شهر را در محاصره داشتند . آخر الأمر ، به واسطهء قحطى كه در اردوى او پيدا شده بود از حوالى آن بلده كوچ كرده به جانب بلده سميساط « 1 » متوجّه شدند . و در اثناى راه ، مدينهء سروج را نيز مانند سواد رها خراب ساخته روى به سميساط نهادند . چون به حوالى سميساط رسيدند ، خبر فوت كنود فرنگى ، كه به كواسل مشهور و معروف بود و مدّتى مديد حكومت مدينهء مرعش « 2 » و كيسوم « 3 » به او تعلّق داشت ، اشتهار گرفت . امير آقسنقر برسقى چون اين خبر را شنيد متردّد شد كه آيا به جانب مرعش و كيسوم رود يا به جانب سميساط . و هنوز در مقام تردّد بود كه از قبل زن كنود مذكور ، كه بعد از فوت شوهرش سپاه را به صلات او انعامات گرانمايه سرافراز گردانيده با خود متّفق ساخته و در حكومت آن ولايت استقلال پيدا كرده بود ، ايلچى وى پيش امير آقسنقر آمده معروض داشت كه : ملكه ، زن كنود ، مىگويد كه چون شوهر من در ايّام حيات خود هرگز مخالفت سلطان محمّد نمىورزيد و با امراى فرنگ در غارت بلاد مسلمانان موافقت نمىكرد ، اكنون كه او فوت شده من نيز همچنان از جملهء دولتخواهان سلطانم و هر ساله مبلغى معيّن به خدمت سلطان مىفرستم . ملتمس آن است كه امير يكى از معتمدان خود را به اينجا فرستد تا من از تحف و هدايا آنچه لايق سلطان و امير باشد مصحوب او به خدمت ايشان فرستاده اخلاص و دولتخواهى خود را به درگاه سلطان ظاهر گردانم . امير آقسنقر ملتمس آن عورت را مبذول داشته والى خابور ، امير سنقر دزدار ، را با صد سوار به مرعش فرستاد . امير سنقر به آنجا رسيد ، زن كنود او را اعزاز و اكرام بسيار كرده مبلغى عظيم از تحف و هداياى نفيسه جهت سلطان و امير آقسنقر فرستاد . در اثناى اين حال ، كه هنوز سنقر دزدار در حوالى مرعش نشسته بود ، يكى از امراى فرنگ به طمع ولايت كنود متوجّه مرعش شده به آنجا رسيد . زن كنود چون بر حقيقت حال اطلاع يافت كس پيش سنقر دزدار فرستاده او را از آمدن لشكر فرنگ آگاه گردانيده و جمعى از مردم فرنگ را نيز به مدد او فرستاد . القصّه ، ميانهء سنقر دزدار و فرنگيان آتش جدال و قتال بالا گرفت و در آن معركه سنقر
--> ( 1 ) . سميساط : شهر قديمى سوريه در ساحل راست فرات ، حدود چهل و هشت كيلومترى شمال غربى اورفه . يونانيان آن را « ساموساتا » مىناميدند ؛ - دايرة المعارف فارسى . ( 2 ) . مرعش : شهرى است در تركيه ، حدود سوريهء شمالى . در سال پانزده هجرى ابو عبيده جرّاح آن را فتح كرد ؛ - المنجد ، بخش اعلام . ( 3 ) . م : ليثوم ؛ ق : كوم ؛ ش ؛ كسو .